چگونه می توان تمرکز کرد و یک احساس حسی به دست آورد

تمرکز شیوه ای از توجه بدنی است که اکثر مردم هنوز از آن آگاهی ندارند. این نخستین بار در دهه 1960 - اوایل دهه 70 توسط یوجین گندلین و دیگران در شیکاگو و به دنبال کار با کارل راجرز و ریچارد مک کیون توسعه یافت. بسیاری از اطلاعات در اینجا مجموعه ای از مطالب موسسه تمرکز (www.focusing.org) است که بر اساس تجربیات کاربران از آن زمان تاکنون ایجاد شده است. تمرکز بیشتر از اینکه در تماس با احساسات خود باشید و متفاوت از کار بدن است. تمرکز دقیقاً در رابط ذهن بدن اتفاق می افتد. این مراحل شامل مراحل خاصی برای بدست آوردن احساس بدن در وضعیت خاص زندگی است. در ابتدا حس بدن نامشخص و مبهم است ، اما اگر توجه داشته باشید به کلمات یا تصاویر باز می شود و شما یک تغییر احساس در بدن را تجربه می کنید. در فرایند Focusing ، فرد تغییر فیزیکی را در شیوه زندگی موضوع در بدن تجربه می کند. ما می آموزیم که در مکانی عمیق تر از فقط افکار یا احساسات زندگی کنیم. کل مسئله به نظر می رسد متفاوت است و راه حل های جدید بوجود می آید.
سلام برسان: (حال آن همه چیز در بدن شما چه حسی دارد؟)
  • یک موقعیت راحت پیدا کنید ... آرام باشید و چشمان خود را ببندید ... چند نفس عمیق بکشید ... و وقتی آماده شدید فقط سؤال کنید ، "الان من چطور داخل هستم؟" جواب نده یک زمان پاسخ برای شکل دادن به بدن خود بدهید ... توجه خود را مانند یک چراغ جستجو به مکان احساس درون خود تبدیل کنید و فقط به هر چیزی که در آنجا پیدا می کنید سلام کنید. با داشتن یک رفتار دوستانه نسبت به هر آنچه در آنجاست تمرین کنید. فقط به ارگانیسم گوش دهید.
شروع به توصیف چیزی کنید:
  • حالا چیزی اینجاست شما می توانید آن را در جایی حس کنید. اکنون مدتی وقت بگذارید تا دقیقاً جایی که در بدن شما است متوجه شوید. توجه کنید اگر احساس صحیح است که شروع به توصیف آن کنید ، به همان سادگی که ممکن است به شخص دیگری بگویید که از چه چیزی آگاهی دارید. می توانید از کلمات ، تصاویر ، حرکات ، استعاره ها استفاده کنید ، هرچه متناسب باشد ، ضبط کند ، به نوعی کیفیت این کل را بیان می کند. و هنگامی که آن را کمی توصیف کرده اید ، مدتی وقت بگذارید تا متوجه شوید که بدن شما چگونه به آن واکنش نشان می دهد. مثل این است که توضیحات را با احساس بدن بررسی می کنید و می گویید "آیا این به خوبی شما را مناسب می کند؟"
مشکلی را انتخاب کنید.
  • خودتان را با احساس مغناطیسی به سمت یک چیز در پشته خود احساس کنید که در حال حاضر بیشتر به توجه شما احتیاج دارد. اگر مشکلی دارید که اجازه انتخاب شما را داده است ، بپرسید "بدترین چیست؟" (یا "چه چیزی بهتر است؟" - احساسات خوبی را می توان با آنها نیز کار کرد!). "در حال حاضر به چه چیزی نیاز دارید؟" چه چیزی به من اجازه نمی دهد؟ "یک چیز را انتخاب کنید.
بگذارید احساس احساس شکل بگیرد:
  • بپرسید "این همه چیز چه احساسی دارد؟" "تمام احساس آن چیست؟" با آنچه قبلاً در مورد آن می دانید جواب ندهید. به بدن خود گوش دهید. مسئله را تازه حس کنید. 30 ثانیه به دقیقه به بدن خود بدهید تا احساس "همه آن" شکل بگیرد.
دسته را پیدا کنید:
  • کلمه ، عبارت ، تصویر ، صدا یا ژستی را پیدا کنید که احساس می کند با آن مطابقت دارد ، از آن ناشی شود ، یا به عنوان "دسته" بر روی حس احساس ، تمام احساس آن عمل کنید. توجه خود را به ناحیه ای از بدن خود که در آن احساس می کنید ، نگه دارید و فقط بگذارید یک کلمه ، عبارت ، تصویر ، صدا یا ژست ظاهر شود که از نظر ظاهری مناسب باشد.
دسته طنین انداز.
  • کلمه ، عبارت ، تصویر ، صدا یا ژست را به خودتان بگویید. آن را در مقابل بدن خود بررسی کنید. ببینید که آیا حس "حق" ، "درونی" درونی "بله ، همین" وجود دارد یا خیر. اگر وجود ندارد ، به آرامی آن دسته را رها کنید و بگذارید کسی که متناسب باشد بهتر ظاهر شود.
سؤال کنید و دریافت کنید:
  • حال می خواهیم برخی سؤالات را با احساس سؤال بپرسیم. برخی پاسخ خواهند داد ، برخی دیگر جواب نخواهند داد. هر پاسخی را که می دهد دریافت کنید. سؤالات را با نگرش دوستانه بپرسید و نسبت به آنچه برای شما ارسال می کند ، پذیرای باشید.
  • بپرسید "قاعده این احساس چیست؟" "نکته اصلی در مورد آن چیست؟" با سرت جواب نده؛ بگذارید بدن احساس پاسخ دهد. حالا جوابش را نفس بکش
  • و بپرسید ، "چه اشتباهی؟" احساس کودکی خجالتی را که روی صندوق عقب نشسته است تصور کنید. برای صحبت کردن نیاز به تشویق دلسوز دارد. به آن بروید ، بنشینید و به آرامی بپرسید ، "چه اشتباهی؟" صبر کن. حالا جوابش را نفس بکش
  • و بپرسید "بدترین این احساس چیست؟" "چه چیزی آن را بد می کند؟" صبر کنید ... اکنون ، آن پاسخ را از سیستم خود نفس بکشید.
  • و بپرسید ، "این احساس به چه چیزی احتیاج دارد؟" صبر کنید ... حالا ، جواب آن را نفس بکشید.
  • و اکنون بپرسید ، "قدم کوچک خوب در جهت درست برای این کار چیست؟" "گامی در جهت هوای تازه چیست؟" صبر کن. حالا جوابش را نفس بکش
  • بپرسید ، "چه اتفاقی باید بیفتد؟" "چه اقداماتی باید انجام شود؟" صبر کن. حالا جوابش را نفس بکش
  • و حالا بپرسید ، "اگر بدن این چیز بهتر باشد ، همه برطرف می شوند ، بدن من چه حسی خواهد داشت؟" اگر همه اینها پاک شود ، بدن خود را به حالت یا وضعیت قرار دهید. این به جستجوی جواب در پشت کتاب گفته می شود. حال ، از این موقعیت ، بپرسید "بین من و اینجا چیست؟" "چه اشکالی دارد که همه چیز خوب باشد؟" صبر کن. حالا جوابش را نفس بکش
  • سرانجام ، از فضای حس حساس خود بخواهید تا دقیقاً در این لحظه سؤال دقیقی را که شما نیاز دارید ارسال کنید اکنون این حس را بخواهید. با سر خود جواب ندهید. فقط با احساس حسرت ببندید ، شرکتش کنید ، بگذارید جواب بدهد. صبر کن. حالا جوابش را نفس بکش
حس کردن برای محل توقف
  • اگر صحیح است که در عرض چند دقیقه تمام شود یا اگر چیز بیشتری وجود دارد که ابتدا باید آن را بشناسد ، کمی حس کنید. اگر چیزی بیشتر پیش آمد ، مدتی وقت بگذارید تا آن را تصدیق کنید.
دریافت و تجربه آنچه تغییر کرده است:
  • مدتی وقت بگذارید تا تغییراتی را که در بدن شما رخ داده است حس کنید ، به خصوص هر آنچه که بازتر و رها می شوید. این گاهی اوقات "تغییر" نامیده می شود.
به شما اطلاع دهید که شما مایل به بازگشت هستید:
  • ممکن است بخواهید به آن بگویید "من اگر به من احتیاج دارم برمی گردم."
ممنون
  • و ممکن است شما بخواهید از آنچه آمده است تشکر کنیم و از روند بدن خود قدردانی کنید.
آگاهی را بیرون بیاورید.
  • مدتی وقت بگذارید تا آگاهی خود را به آرامی به بیرون برسانید ، دست و پا را احساس کنید ، از اتاق آگاهی داشته باشید و بگذارید چشمان شما به طور طبیعی باز شود.
گرفتن موجودی از مسائل - تهیه لیست (مرحله اختیاری): از خود بپرسید "بین من چه حسی وجود دارد و احساس خوب در حال حاضر؟" بگذارید هرچه پیش آمد ، بیاید. همین حالا وارد چیز خاصی نشوید. فقط کافی است هر چیزی را در فاصله راحت از روی نیمکت خود قرار دهید ... موجودی خود را تهیه کنید: "بین من و احساس خوب الان چیست؟" [یا "چیزهای اصلی چیست ..."]. اگر لیست متوقف شد ، بپرسید "به جز آن همه من خوبم؟" اگر بیشتر آمد ، آن را به پشته اضافه کنید. از پشته خود فاصله بگیرید. هنگامی که برای مرحله بعدی آماده هستید ، به من سیگنال بدهید.
توجه داشته باشید که فقط چند مورد از این مراحل برای هر جلسه مشترک است. گرفتن احساس احساس ، یک دسته ، طنین انداز ، متوقف کردن تغییر و تشکر از بدن شما ممکن است مواردی باشند که احساس تمامیت را به روند می دهند.
cental.org © 2020